آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

152

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

شرلى حقيقتا سفير كبير او بوده است يا خير . در جواب دو مطلب اولى محمد على بيك به صرافت طبع اظهار كرد كه پادشاه ولىنعمت من به هيچ يك از سلاطين به قدر پادشاه انگليس ميل ندارد . ديگر اين‌كه تجارت و دادوستد تجارت هم طرف ميل پادشاه ايران و هم اسباب صرفهء اوست . اما در باب سر رابرت شرلى چون محمد على بيك هميشه دشمن او بود گفت من مىدانم و از لفظ خود پادشاه شنيدم كه ميلى به سر رابرت شرلى ندارد و مأموريت او نزد سلاطين عيسوى پايهء درستى نداشت . و نيز گفت راست است كه پادشاه براى اظهار التفات در كنار بحر خزر خلعت و اسبى به او داد ولى اين امر محض ترضيهء خاطر ساير سفرا بود و نه ميلى كه به او داشت . سفير كبير با محمد على بيك گفت كه سر رابرت شرلى فرامينى چند براى اثبات مأموريت خود در دست دارد و اگر اين امر حقيقت نداشت و او شخص متقلبى بود مىبايست منتهاى ديوانگى را داشته باشد كه چنين سفر طولانى و خطرناكى را نموده دوباره به ايران بيايد . آن‌هم در صورتىكه اشتداد و غضب پادشاه ايران را مىداند . محمد على بيك ديگر هيچ نگفت همينقدر اظهار داشت كه دفعهء ديگر در اين باب اطلاعات كامل به شما خواهم داد . و نيز خواهش كرد كه اعتبارنامه‌هاى سر رابرت را كه شاه عباس در اصفهان مهر كرده بود ببيند و تماشا كند . سفير اعتبارنامه را به او نشان داد و گفت ببينيد كه اگر جعلى است بگوييد . آن وزير محيل گفت به‌نظرم مىآيد كه جعلى باشد ، ولى چون يقين كامل ندارم خواهش مىكنم بگذاريد كه به حضور پادشاه